تبليغاتX
از گوشه و کنار

از گوشه و کنار

گاهم هم چرت و پرت!

حسش نیست، منم مبتلا شدم!

با بدبختی تونستیم خودمونو وادار كنيم كه پست جديد بذاريم بسكه بي حال و حوصله شديم. بس كه تو اين مملكت به همه چي رنگ افسردگي زدن. ديشب پريشب از اين عماد طالب زاده، داداش حميد طالب زاده - خواننده ترانه همه چي آرومه - تو پارك لاله دعوت كرده بودن كه بياد واسه ملت يه خورده بخونه . اون بنده خدا هم اومده و يه سري برنامه اجرا كرده موهاشو باز كرده و سرشو مثل بيونسه تكون داده و ملت هم دست و سوت زدن و تشويقش كردن. حالا اين وسط يه گروه تواشيح بند تنبوني هم بوده كه قرار بوده با اون قيافه هاي ايكبيريشون بيان تواشيح بخونن كه طبق معمول حال ملتو به هم بزنن. اين بزبزهاي قندي به بهانه اينكه برنامه طالب زاده لوس و غيراسلامي و مبتذل بوده قهر كردن و تو برنامه حاضر نشدن.... به درك اسفل السافلين .خدا رو شكر. تا باشه از اين قهرها باشه.... زرت و پرت اضافي مي كنن همه چي هم رو هم مي بندن به دمب مردم: مردم انقلابي و هميشه در صحنه خوششون نيومد، مردم خداجو و خونوادهاي شهيد ناراحت شدن ،دل امام زمان به درد اومد، اسلام به خطر افتاد، دل دشمنا شاد شد... نمي كنن از خودشون مايه بذارن. اينقدر جرات ندارن كه بگن ما خودمون خوشمون نيومد؛ ما از شادي و تفريح و سوت و دست و هورا خوشمون نمياد. ما نمي تونيم خوشي مردم رو ببينيم. ما دلمون مي خواد همه مثل بوتيمار بشينن يه جا و ما هم هي يه مشت جملات عربي براشون بلغور كنيم و اشكشونو در بياريم و بهشون وعده بهشت بديم ....

مملكت بي صاحاب ... از سياستمدارهاي ما دروغگوتر ؛ كلاش تر و حرومزاده تر - بلانسبت جمع - وجود نداره. چه تو سياست داخليشون و چه تو سياستهاي خارجيشون موجود از اينها مارمولك تر و آب زيركاه تر خدا هنوز نيافريده... يه روز، تاريخ از جنايتهايي كه اين تمساحها به اسم دين و دفاع از اسلام تو داخل و خارج از اين خاك مرتكب شدن داستانها مي نويسه .

يعني ميشه كه من هم تا اون روز زنده باشم؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 18:39  توسط مـــ یــــ  | 

حسش نيست!

 عرض بشه به حضور همه عزيزان كه ما يه داداشي داريم كه هربار بهش يه چيزي مي گيم يا ازش مي خوايم كه يه كاري رو انجام بده مي گه: حسش نيست. راستش ما اولا فكر مي كرديم كه فقط آقاداداش ماهستن كه داراي يه همچين خصوصيت بخصوصين ولي بمرور و با آشنايي با موجودات همجنس ايشون در محيط كار و دانشگاه و غيره متوجه شديم كه نخير اين ويژگي فقط مختص برادر ما نيست و در همه آقايون مشتركه .... البته واقعيتشو بخوايد من خودم خيلي اين تكيه كلام رو دوست دارم : حسش نيست .

حالا غرض از همه اينهمه چرت و پرت گفتن و مقدمه چيني چي بود؟!

بله.... اينكه ما بعداز ۷ روز حس و حال آپ كردن نداريم . بسكه طي اين دو سه روزه در مورد اين اختلاس كوچولوي ۳۰۰۰ ميليارد تومني دوستان توي بانكهاي مملكت فكر كرديم مخمون هنگ كرده و حساب صفرهاي اين مبلغ ناچيز از دست ما در رفته. راستش ما اين آخر هفته اي نشستيم كلي فكركرديم ببينيم چكار كنيم چكار نكنيم ديديم كه بالاخره ما هم دم بختيم و هر جووني هم بالاخره بايد يه روزي ازدواج كنه و از اونجايي هم كه ما توي مساله ازدواج فقط به اخلاق و انسانيت طرف اهميت مي ديم و تنها چيزي كه برامون اهميت نداره پول طرفه اين بود كه بدينوسيله مراتب نظر مثبت خودمون رو براي ازدواج با آون اقاي مختلس اعلام مي داريم باشه كه خوشبخت بشيم.

- پي نوشت: خطاب به بعضيها نظير روشنك و اينا و اينا كه چشماتو در مي يارم بخواي بياي آقامونو از چنگمون در بياري .گيساتو دونه دونه مي كنم....

از شوخي گذشته عجب مملكت بي سر و صاحبي داريم به خدا.حالا اگه يه همچين اتفاقي توي آمريكا يا انگلستان مي افتاد همين جنتي يا احمد خاتمي زودتر سقط شده زيرشلواري اوباما يا توني بلر رو چفيه درست مي كردن ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 18:36  توسط مـــ یــــ  | 

چرت و پرت!!

۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو سه تا دبلیو می گذارند؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!
۲- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!
۳- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!
۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!
۵- نصف النهار چیست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!
۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!
۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!
۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !
۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!
۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!
۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است؟ آرایشگر!
۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!
۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!
۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!
۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!
۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!
۱۷- فرق باتری با مادر زن در چیست؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!
۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست؟ طلاق!
۱۹- چه طوری زیر دریایی لر ها رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه!
۲۰- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!
۲۱- خط وسط قرص برای چیه؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !
۲۲- چرا غضنفر ها با دو دست دست می دهند؟ چون فرق راست و چپشونو بلد نیستند!
۲۳- یک غضنفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند!
۲۴- چرا غضنفر ها همیشه ۱۸ تایی میرن سینما؟ چون برای کمتر از ۱۸ ممنوع بوده !
۲۵- اگر در یک موسسه سطح بالا یک غضنفر ببینید به او چه می گویید؟ یک بازدید کننده!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 18:10  توسط مـــ یــــ  | 

چرت و پرت-خنده دار

null

 

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

گفتم:پـَـَـ نــه پـَـَــــ

اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

.

.

.

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ

میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

.

.

.

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟

میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

برا سردردش میخوام!!!

.

.

.

رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟

میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

.

.

.

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم :پـَـَـ نــه پـَـَــــ

می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

.

.

.

داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.

.

.

.

تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ

من می‌خوام لیس بزنم !

.

.

.

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن ۰۹۳۲ گفت : تالیا داری؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد!!!

.

.

.

به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره… میگه، به سلامتی مسافرین؟…

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

.

.

.

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال

.

.

.

دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم

.

.

.

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

.

.

.

رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!

.

.

.

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

.

.

.

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

فوت کن، قطع کن

.

.

.

زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

یه پلیس ۱۱۰ میخوام، بقیش هم آدامس بدین!

.

.

.

به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

دارم میرم اونجا دوش بگیرم

.

.

.

یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن در بیاد

.

.

.

مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن

.

.

.

حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ

من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 18:9  توسط مـــ یــــ  |